خرید بک لینک
گدای کوی خراباتِ عشق جانانمهمیشه مست و خراب از شرابِ عرفانمبه باغِ شوق و به گلزارِ ذوق و گلبنِ وجدنوای عشق ز دل برکشم، غزلخوانمشرابِ ناب ز خاطر بَرَد غبارِ ملالدلم گرفته ز وضعِ زمانه، نالانمبه نالهی دف و نی رنج و غم بَرَم از دلمی دوساله به جامم بریخت جانانممهارِ صبر ز دستِ دلم رها گردیدز بیم و غصه و اندوه و رنج پژمانمبهارِ زندگیم را به رایگان دادمز بادِ وحشتِ فصلِ خزان، پریشانمفقیرِ خاکنشین بودهام به کشورِ فقرچو تاجِ فخر و شرف بر سَرست سلطانمنوای عشق و محبت ز دل کشم شب و روزشهیر، صابرِ کرمانی سخندانمبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۳۸

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:37

از فروغِ عشقِ رویت گشته روشن قلب و جانمغیرِ نامِ نامیت نامی نیاید بر زبانمچهرهات تابنده شد در آسمانِ خاطرِ مننور میبخشد رُخِ ماهِ مُنیرت در نهانمتکیه بر تختِ ولایت دادهای، ای رهبرِ دلنور میبخشی به قلب و روح و جان، ای جانِ جانمدر وجودِ مستعد بخشی اثر ای مظهرِ حقمنبعِ فیض و عطائی دلنوازِ دلستانمهر سخن کز دل برآید وصفِ رویت را بگویدمدحِ رخسارِ تو باشد مطلعِ شعرِ روانمصابرم در وادی آوارگی آواره باشمرحمکن بر من که مجنوندل اسیر و ناتوانمبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۳۹

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:37

من عاشقِ رخسارِ بُتی غنچهدهانمدر باغِ وفا قمری خوشنطق و بیانمامروز به شیرینسخنی شهرۀ شهرمشیرینسخن و بلبلِ گلزارِ جهانم مِهر رُخِ رخشندۀ او جلوهنما شدروشن شده از پرتوِ او روح و روانممِهر تو بود در دل و فکرت به سرِ منتا شعلۀ عشقت به دلم هست، جوانمافروخته ذراتِ وجودم شود از عشقچون نامِ نکوی تو بیاید به زبانمرندانه ز تشویش و ز ترغیب گذشتمشد نامِ هنر، نقش به سرلوحۀ جانموحشت به دلم نیست ز افکارِ عمومیهر چند که دلگیر ز اوضاعِ زمانمآسوده ز غم صابرِ کرمانی شیدازد نغمه که خاکِ قدمِ پیرِ مغانمبرچسبها: کاروان شعر, غزل شماره ۵۴۰

برچسب: نویسنده: سام رادمنش تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 22:37

صفحه بندی